قالب بلاگdownload قالب وبلاگقالب وبلاگGames

غیر قابل انتشار ...
دلم می خواد یه چیزایی بگم : اجازه هست ؟!
نويسندگان
لینک دوستان

 یه جایی تایپیک زده بودند :

از هر 4 هكر آمريكايي يكي جاسوس اف. بي. آي است

این تناسب تو ایرون ما اینطوریه :

از هر 4 هکر 3 تا شون سپاهیه اون یکی دیگه بسیجیه ! 

 

 

 




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 11:22 PM ] [ یه آشنا ]

 یادتون بهتون قول یه جوک بی مزه داده بودم . حالا این جوکه :

یه روز یه اقایه داشت تو خیابون راه می رفت : هنوزم داره راه میره !

.

.

بی مزه بود نه . منم منظورم همین بود . فقط یه چیزی :

این یارو رو دیدید بگید : نامرد واسه چی کفش منو کش رفتی ....؟!




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 11:11 PM ] [ یه آشنا ]

 واستون یک کلیپ تصویری گذاشتم که باید به لینک زیر بروید و با سرعت دیال اپ گریه زاری کنید تا بتونید فیلم رو ببینید . 

اقا این فیلمه پر از صحنه های بغل کردن و بوسیدن و ... است پس واسه زیر یه سال بدآموزی داره ولی واسه بقیه با حفظ جوانب اشکالی ندارد . 

کیفیتش کمه چون بتونید ببینید . خواستید ادرس می دم برید با کیفیت بهتر ببینید . 

این واسه این گذاشتم تا بعضی ها بدونن ما تو کارای خفن هم یه دستی داریم :

 

مشاهده کلیپ

 

لطفا جهت رفع سوء تفاهم ادامه مطلب بررسی شود .


ادامه مطلب

 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 7:03 PM ] [ یه آشنا ]

 بعضی می خوان ما رو بدنام کنند میگن : چطوره امار این وبلاگ در پیتی مدام بالا می ره !

اقا اینا همه از طرفداران پر و با قرص وبلاگمه ...

من هر پستی که می ذارم بر و بچ زیر اولین بازدید کنندگانمه :

1 پست نگاهبانی وبلاگ ها : رابط 1 ، رابط 2 ، رابط 3 ...

2 . روابط عمومی وبلاگ راسخون : بررسی 1 ، بررسی 2 و ...

3 . بر و بچ سربازان گمنام : بررسی 1 ، بررسی 2 و ...

4 . روابط عمومی سپاه : گشت 1 ، گشت 2 ، و ...

5 . روابط عمومی های مجلس ، دولت و قوه قضاییه : اینا دیگه زیادن . خودتون بشمارید ....

.

.

n . کلانتری محل : دید 1 ، دید 2 و ....

در نهایت تازه بی سیم می زنن : مشکلی نیست . پست مزبور تایید شد ! 

اینجوری امار بالا می ره رفقا ....

........................................................

راستش الان یکم سرم شلوغه : یه کلیپ تو پست هام گذاشته بودم . حالا می بینم این وسطا آب رفته !

کسی این کلیپو تو پست هام ندیده ؟!

( رفقا یکم رحم کنید . به چه بدبختی اپلود می کنم . حالا پیشی بیاد کش ببره خداییش خیلی زوره ! این چیزارو قبلش یه نگاهی بکنید . ثواب داره بخدا .... )

 

 




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 4:33 PM ] [ یه آشنا ]

 من اصولا از تفاهم بین زن و شوهرها لذت می برم . می دونم که این کار باعث یه خانواده اروم میشه . 

اصلا این جور تفاهمات که دیده می شن جوونای دم بختی مثل من به اینده امیدوار میشن و میل به تشکیل خانواده واسشون زیاد میشه !

اقا ما سند و مدرک هم دارید و تو " ادامه مطلب " همه را رو می کنیم : کاملا معتبر و قانونی ! مثل بعضی ها نیستیم یه حرفی بزنن و بعدش بکشن کنار . من نبودم ، دستم بود و .... ما نداریم .

 

پس تو ادامه مطلب می بینمتون ....


ادامه مطلب

 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 2:56 PM ] [ یه آشنا ]

 " این چشم‌ها که دنیا را مسحور خود کرده بود و از شدت برافروختگی در برابر دشمنان و معاندان، خواب روز و شب را از آنان گرفته بود، اینچنین در برابر همسر، خاضع و خاشع هستند و تسبیح می‌گویند این رحمت و لطف الهی را که «و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها؛ از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید.» "

می دونید : چشای امامو می گه ! شیطون بلا رو نگاه کنید کنار خانم نشسته اینگار نه انگار که بابا تو توح اللهی . تو امام خمینی هستی . بابا دارن ازت عکس می گیرن . 

نه ، اصلا باکیش نیست . اینجا خونشه . اینجا ژست سیاسی و رسانه ای و ... خبری نیست . اینجا باید زندگی کرد . اون ژست ها جاش جلو دوربیناست نه تو خونه !

اینجا دور ، دور حاج خانمه . اینجا دور ، دور بچه ها و نوه هاست . 

" البته آقا روح‌الله هم برای یار دیرین خود کم نگذاشته است؛ چرا که تنها اوست که هم می‌تواند به گورباچف نامه بنویسد و از حضور کمونیسم در موزه تاریخ سخن بگوید و هم همسرش را در ایام فراغ و دوری اینگونه خطاب کند که «تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت كه مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم،متذكر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند.» "

دست به نامه نوشتن عاشقونش هم که توپ بوده : کاشکی الان بود یکم واسه ما جوونا کلاس تقویتی می ذاشت . 

این آقا همونه که کارتر رو بیکار کرد فرستاد پی نخود سیاه !

به طرف گفت : یا ادم میشی یا ادمت می کنم !  طرف حالیش نشد : چنان کرد که طرف 26 دی ماه 57 ساکشو انداخت رو دوشش و رفت که رفت .

صدام هم این وسط بی نصیب نموند : مردک اینا که الان پشتته فردا مثل اشغال پرتت می کنن بیرون . اونم حالیش نشد . ولی الان فکر کنم خوب حالیش شد !

به گورباچف نامه نوشت : این کمونیستتون رفتینه . چیزی ازش نمونده ! نفس های اخرشه . تنفش مصنوعی و ... تو خطش نمی ره . بیا طرف ما ! اونا هم حالیشون نشد : شوروی به اون گنده ای رو بای دادن رفت ! حالا امریکا شده یکه بزن دنیا .

طرف گفت : کو نیروهات ؟ با چی م خوای انقلاب کنی ؟

امام گفت : سربازان من تو گهواره هان !

طرف خندید ، گفت جون ما راست می گی ؟ هنوز خندش تموم نشده بود یه چیزی خورد تو کلش ، نگاه کرد : ای بابا این که دیروز اون گه اون گه می کرد . کی شد مثل حالا ؟

این امام خوب حالیش بود . گفت : این اقایون هیچ غلطی نمی تونن بکنن . من تو دهن این دولت که هیچ تو دهن گنده تر از اینا هم می زنم . 

اسراییل با اون گنده بازی هاش هم یه جایی سر و صدا میشه فورا میگه : برید دید بزنید نکنه این خمینی دوباره برگشته ! هر وقت اتفاقی می افته دادشوم بلند می شه : خمینی ! این اشوبیه که تو به گردن ما انداختی ...

امام دلش جوون بود . با جوونا مثل خودشون بود . اوناهم واسش کم نذاشتن . بر خلاف بعضی تازه به دوران رسیده ها . 

کاشکی کمی بیشتر مونده بود ...

 




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 1:06 PM ] [ یه آشنا ]

 احتراما به استحضار حضار می رساند اینجانب " فرشته مرگ " با نام لاتین " Death Angel " با سابقه چند هزار ساله در امیر پاکسازی جهان اینکه بدلیل فعالیت های چند پخمه بیکار شده ام . لذا جهت تامین معاش زندگی و گذران امور زندگی تقاضای کار با هر مقدار حقوق معین شده هستم . 

لطفا در صورت امکان با شماره 09............ یا خط ایرانسلم 09............. تماس بگیرید ‍! 

( اقا چه روزی افتادم . یه زمانی جدیدترین نوع گوشی آیفون با سیم کارت های بین المللی داشتم ولی حالا بروزی افتادم که فقط با خط اعتباری کار می کنم . به شارژ همین هم موندم ! )

 

لطفا علت بیکاریتون رو دقیق شرح دهید :

بابا نمی دونم دو تا پخمه زیر از کجا سر درآوردن ؟ اومدن از " داس مرگ " من چند تا کپی زدن ، کلشون انداختن پایین و بی خیال ! حالیشون نمیشه این امر خطیر حساب و کتاب داره ! همین جوری نیست سرتو بندازری پایین و دبرو که رفتی !

حالا هر چه باشه من که این وسط بیکار شدم . بیکاری به جهنم ! شرافت کاریم به خطر افتاده ...

اقا اینم عکسای این بی غیرتا :

 

آقا حسابی افسردگی گرفتم :

بی وفایی ، بی وفایی ، دل من شده .....

 




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 12:41 PM ] [ یه آشنا ]

 جونم واستون بگه که هنوز جوک بی مزه رو واستون پیدا نکرده ام . عجله نکنید امروز نه سال دیگه !

اخرش یه چیزی واستون پست می کنم ....




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 12:23 PM ] [ یه آشنا ]

 یادم بندازید اگر فردا خدا مارو قابل دونست یه روز دیگه مهلت داد یه جوک بی مزه واستون بذارم .

اصرارم نکنید ! امشب دنبالش نمی رم ...

می ترسم خدا بگه : نه بابا ! تو خیلی به خودت مطمئنی که فردایی هم واست در کار است . 

در نتیجه ممکن است Remove بشم ! نه .... من هنوز صفحه وبلاگم به 3 نرسیده : پس می خواهم زنده بمانم ....

.

.

شوخی نمی کنم ! چون شوخی با بعضی چیزا خطریه .

پس تا فردایی بهتر ، بدرود ....            




 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390  ] [ 12:11 AM ] [ یه آشنا ]

 باز می گن فردین مرده من یکی که تو سرم نمی ره !

 

حالا دیدید که من حق دارم : 

ایثار یک روحانی در نجات دختر جوان از چنگال اراذل 

" حجت‌الاسلام فرزاد فروزش، امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال ۲ نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگي كرده و در پي نجات دادن اين دختر، هم‌اكنون در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است. "

 

" وی در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران در تشريح اين واقعه گفت: «ساعت ۲۲ شب سه‌شنبه در خيابان شريعتي، پائين‌تر از خيابان ملك به همراه ۲ نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم.»

 
وي افزود: «بلافاصله پس از شنيدن اين فريادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كرديم كه ۲ نفر از اراذل و اوباش سوار بر يك موتور براي ربايش يك دختر جوان اقدام كرده‌اند. اين اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند، اما اين دختر با فريادهاي خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداري مي‌كرد و ۲ پسر جوان نيز وي را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكي قرار مي‌دادند.»
 
حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: «با مشاهده اين صحنه براي نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم يورش برديم، اما با مقاومت اين مهاجمان روبرو و درگير شديم. در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابه‌اي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجه‌اش را مشاهده مي‌كنيد.» "
 
 

ای ول

بابا تو دیگه کی هستی !




 
 
[ سه شنبه 17 خرداد 1390  ] [ 7:36 PM ] [ یه آشنا ]

 شب پیش عادل فردوسی پور با 90 اومد رو صفحه تلویزیون . موضوع این برنامه بحث انتقال تیم ها از شهری به شهر دیگر بود .

همه چیزآماده بود واسه یه بحث داغ و جنجالی ... ( تازه مسابقه پیامکی هم ردیف بود !! )

مهمان ها هم امذه بودند : نماینده ساری و اراک (  انتقال تیم نفت به اراک ) .

نماینده ساری کلی بحث کارشناسی کرد ! ( ما که خواب بودیم ، چیزی حالیمون نشد ؛ اگه کسی میدونه به اونای دیگه هم بگه ! )

عادل هم نامردی نکرد و رفقا رو پشت سر هم ردیف کرد : نماینده های  جان بر کف مجلس   ، مسئولین و ریش سفیدای تیم ها ، چند تا بیکار که نه انبوه طرفداران آتشی تیم ها  ! و چند سیاهی لشگر دیگر .

خوب همه یه صدا می گفتند این کار اشتباهـــه !

عادل خودشو واسه یه بحث داغ آماده کرده بود : اقای نماینده اراک ! شما چی می گید ؟

ایشون هم نامردی نکرد :

آقا می تونیم می کنیم !

تازه می خواستیم رئال اراک هم بیاریم از رنگ لباسشون خوشمون نیومد ! 

تو هم زورت میرسه یه تیم واسه خودت ردیف کن !

عادل هر چه پیچید بحثو بیشتر بپیچونه نماینده اراک مثل مرد گفت : اقاجون ! مرغ ما یه پا داره ...

.

.

این جوری  بود که عادل تو خماری موند ...

ولی هر چه هست این پشتکار عادل ما رو کشته :

 




 
 
[ سه شنبه 17 خرداد 1390  ] [ 4:23 PM ] [ یه آشنا ]

 قطعی مدام کابل اینترنت که مانع دسترسی کاربران ان می شود علاوه بر ضررهای اقتصادی وارده باعث نوعی فشار روانی بر کاربران می شود .

متاسفانه این امر در ایران ما به یک امر طبیعی تبدیل شده و بدلیل تنوع عوامل ان نظیر  لنگر کشتی ها ، کوسه ها ، گذر دزدان کاراییب 4 و ... امکان مقابله با ان وجود نداشت ولی اینک با افتخار عامل اصلی قطعی اینترنت با همراه تصویر معتبر از زمان ارتکاب جرم در اختیار دوستان مسئول قرار می گیرد به امید انکه برخورد جدی با این دست عوامل بی وجدان صورت گیرد .

متاسفانه حرکات مسرورانه مجرم بیش از هر چیز دیگری قلب کاربران متضرر را بدرد می آورد ولی خوب این دست یاری مسئولان را می طلبد ....

برای مشاهده تصاویر ارتکاب جرم و تصاویری از شادمانی مجرم در ادامه مطب در دسترس است :

 


ادامه مطلب

 
 
[ سه شنبه 17 خرداد 1390  ] [ 1:43 PM ] [ یه آشنا ]

 بذارید قبل از اینکه یه پست جدید ارسال کنم برم بیرون یه دیدی بزنم ببینم فردای دیروزم چه رنگیه ؟ فردایی که من فعلا توش هستم تا بعد ببینم خواست خدا منو کجا ببره ...

 

بر می گردم ....




 
 
[ سه شنبه 17 خرداد 1390  ] [ 12:20 PM ] [ یه آشنا ]

 می گن فردایی هم هست ....

می گن فردا هم یه رنگی واسه خودش داره ....

می گن فردا هم مال یکی هست ....

 

ولی من نمی دونم فردا واسه منم هست !

نمی دونم اگرم باشه چه رنگیه !

نمی دونم فردا مال کیه !

 

راستی شما می دونید :

فردا باید به ساز کی برقصیم ........

 

 

                                                                                                    ساعت ...... به وقت گوشی موبایلم 

                                                                                                   این صدای من است !




 
 
[ دوشنبه 16 خرداد 1390  ] [ 11:01 PM ] [ یه آشنا ]

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

" یه آشنا " یکی مثل شما . حرفاشم مثل شما . فکراشم مثل شما .
موضوعات
آمار وبلاگ
  کل بازدید : 38318 نفر
  كل مطالب : 151 عدد
  كل نظرات : 0 عدد
  تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 11 خرداد 1390 
  آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 19 مرداد 1390